ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

58

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

جلوگيرى حضرت از دست يافتن به حق مشروعش ايجاد مىكردند . 2 - لفظ « مرارة » بيانگر تلخى مخصوصى است كه در ذائقه پديد مىآيد . در اين مورد كناية است از : درد وناراحتى روحي كه براي امام ( ع ) بر اثر تضييع حقوقش پديد آمد . وجه تشبيه در هر دو نوع استعاره ، اذيّت وآزار شديدي است كه در هر دو حالت وجود دارد . دريافت عمق دردمندى حضرت از اين بيان : صبر كردم بر حالتي تلخ‌تر از « علقم » بسيار روشن است . زيرا شدّت ناراحتى جسمي به نسبت ناراحتى روحي مىتوان گفت ناچيز است . روايت كنندگان در چگونگى حال امام ( ع ) ، پس از درگذشت رسول أكرم ( ص ) اختلاف نظر دارند : أهل حديث از شيعه وسنّى در اين باره اخبار فراوانى نقل كرده‌اند ، كه بعضي از روايتها با برخى ديگر ، به دليل اعتقادات گوناگونى كه ميان راويان بوده است ، اختلاف دارند . از جمله : روايتهايى كه از عموم دانشمندان شيعه نقل شده ، بيانگر اين است كه علي ( ع ) بعد از وفات رسول خدا ( ص ) از بيعت با أبو بكر سر باز زد وگروهى از بني هاشم مانند زبير ، سفيان بن حرث ، عباس وفرزندانش وتعدادى ديگر نيز با أبو بكر بيعت نكردند وگفتند : جز با علي ( ع ) بيعت نخواهيم كرد . زبير شمشيرش را از نيام برآورده بود كه در آن حال ، عمر وعدّه‌اى از طرفدارانش رسيدند . شمشير زبير را گرفتند وبر سنگ زدند شمشيرش شكست وسپس آنان را پيش أبو بكر بردند ، تا بيعت كنند . علي ( ع ) همراه اين جماعت از روى اكراه ونارضايتى با أبو بكر بيعت كرد . روايت ديگر اين است ، كه علي ( ع ) در خانهء فاطمه ( س ) بود ، وقتي كه أنصار ومهاجر فهميدند كه علي ( ع ) تنها است ، أو را به حال خود گذاشتند . نصر بن مزاحم در كتاب صفّين ، روايت كرده است كه امام علي ( ع ) همواره مىفرمود : اگر چهل نفر ياور مصمّم مىداشتم ، با مخالفان پيكار مىكردم .